امام گفتند : عجب ، من نمی دانستم !

بد نیست من خاطره‏یی را برای شما نقل کنم؛ هرچند که به خیلی از دوستان هم این را گفته‏ام. امام یک وقت در اوایل انقلاب در سخنرانی‌هایشان از معاویه به‌صورت طعن‏آمیزی اسم می‏آورند. شما می‏دانید که من مدتی را در بلوچستان بودم و با خیلی از علمای آن‏جا دوستِ نزدیک هستم. مردم و علمای سنیِ آن منطقه، معاویه را مقدس می‏دانند. به امام عرض کردم که در طرف شرقِ کشورمان، چند صد میلیون نفر معاویه را محترم می‏شمارند و او را خال‏المؤمنین می‏دانند ـ البته به‌حق یا بناحق آن، مربوط به جلسه‏ی بحث است ـ یعنی مسلمانان هند، پاکستان، بنگلادش و افغانستان اغلب سنیِ حنفی‏اند؛ اینها معاویه را محترم می‏شمارند. امام گفتند عجب، من نمی‏دانستم! من بعد از آن در طول این ده، یازده سال یک جمله‏ی طعن‏آمیز از امام راجع به معاویه نشنیدم. من خودم در نماز جمعه راجع به جنگ صفین و سایر جنگ‌های امیرالمؤمنین صحبت می‏کنم؛ اما اهانت نمی‏کنم. تاریخ‏گویی، یک حرف است؛ اهانت، حرف دیگری است. تاریخِ بیست و سه ساله‏ی بعد از رحلت پیامبر تا خلافت امیرالمؤمنین، یک تاریخِ قابل بررسی است؛ باید بررسی شود؛ اما در آن اهانت و جسارت به خلفا به هیچ وجه نباید باشد.

/ 0 نظر / 13 بازدید